اجتماعی‌نویس

فرهنگ، سیاست، جامعه

اجتماعی‌نویس

فرهنگ، سیاست، جامعه

اصلاح‌طلبی،صدا و سیما و رمه‌ی قدرت

چهارشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۲:۲۴ ق.ظ
اصلاح‌طلبی،صدا و سیما و رمه‌ی قدرت

عدم پخش برنامه‌ی نود در شبکه‌ی سوم سیما حاشیه‌های بسیاری به همراه داشت. بسیاری ماجرا را منتسب به شخص علی فروغی مدیر جدید شبکه‌ی سوم سیما و اختلاف او با عادل فردوسی‌پور می‌دانستند. مدعیان معتقدند که فروغی جوانی نالایق و مذهبی است که بر اساس روابط فامیلی سمت مهم مدیریت شبکه‌ی سوم را بر عهده گرفته است. رسانه‌های اصلاح‌طلب می‌کوشیدند نسبت فروغی با حداد عادل را دلیل اصلی مدیریت او بدانند و وی را شخصی ناتوان و در ضدیت با علایق مردم نشان دهند، موج ستایش‌ها از شخصیت فردوسی‌پور و برنامه‌ی نود نیز هدفی جز این را دنبال نمی‌کرد.

در همین حال سلبریتی‌ها از نوید محمدزاده تا آزاده نامداری به تخریب شخصیت فروغی دامن زدند. آن چه که واقعا در مدیریت شبکه‌ی سوم اتفاق افتاده است برای من اهمیت چندانی ندارد. من نه شیفته و مرید فردوسی‌پور هستم نه با فروغی فالوده خورده‌ام. آن چه برای من مهم است ظهور یک صدا و سیمای جدید، حرفه‌ای و اصولی است که با تعویض مدیران شبکه‌های سوم و چهارم اتفاق افتاده است. صدا و سیمایی که آزادانه و شجاعانه مطالبات ملی را دنبال می‌کند، انعکاس‌دهنده‌ی افکار متفاوت در جامعه است و می‌کوشد که بر مدار انصاف و مدارا حرکت کند.

در همین روزها اگر مخاطب برنامه‌های صدا و سیما باشید خود دیده‌اید که در شوکران، زاویه، پیشران، حالا خورشید، ثریا، بدون توقف، مناظره، تا اینجا و بخش‌های مختلف خبری چه صحبت‌هایی رد و بدل شده است، چگونه تابوهای چندده‌ ساله‌ی جمهوری اسلامی آماج نقد و بررسی قرار گرفته است و چه افراد مهجوری پا در عرصه رسانه‌ی ملی گذاشته‌اند. بخش‌های مختلف خبری شبانه‌روزی می‌کوشند دغدغه‌های اقتصادی مردم را دنبال کنند و گزارش‌ها گاه منتقدانه بر دولت می‌تازند و گاه از دستاوردهای آن دفاع می‌کنند. سلبریتی‌ها و چهره‌های مورد علاقه‌ی مردم با خندوانه و برنده باش و امثالهم به روی آنتن آمده‌اند و در مجموع رسانه‌ی ملی توانسته است ملت ایران با گرایش‌ها و علایق مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را نمایندگی کند.

آن چه که اما برای یک علاقمند به علوم اجتماعی مهم است ظهور برنامه‌های صریح و منتقدی مانند حالا خورشید و شوکران است. این دو برنامه به‌خوبی توانستند در دو ساحت عامه و نخبگان به طرح مسائل اساسی و مهم کشور بپردازند. هر دو کاملا صریح و قدرتمند سخن گفتند و هیچ فشار بالا به پایین و تحجری نتوانست مانع از برقراری فضیلت گفتگو در این دو برنامه شود. مجری‌گری قدرتمندانه‌ی رشیدپور و فضلی‌نژاد و طرح آزاد مسائل کشور همه نشان از ارج دموکراسی و آزادی بیان و پاسداشت گفتگو به‌جای تخریب است. در چنین شرایطی شایسته نبود آن‌ها که برای سال‌ها با توپخانه‌ی رسانه‌ای خود صداوسیما را مورد حمله قرار داده بودند لااقل به‌صورت موردی به تشکر و تحسین این دست اقدامات بپردازند؟

جریان مسمی به اصلاح‌طلب از دوم خرداد خود را یگانه متصدی دموکراسی و آزادی بیان می‌داند. در سال‌های ابتدایی دولت خاتمی، رسانه‌ها و مطبوعات اقماری این جریان با پول بیت‌المال، یکسویه و با سوء استفاده از ضعف مفرط جریان مقابل، عقاید و افکار خود را در جامعه پمپاژ می‌کردند و وقتی با اقتدار عناصر حریف در حاکمیت روبه‌رو می‌شدند، داد آزادی و فریاد وامحمدایشان به آسمان هفتم می‌رسید. آن چه سؤال‌برانگیز آن است که در این بیست سال چه بر سر آن‌ها آمده است که از دموکراتیک‌ و اهل گفتگوشدن رسانه‌ی ملی خشنود نمی‌شوند؟

معیارها و استانداردهای دوگانه‌ی جریان اصلاح‌طلب جز در دایره‌ی بسته و فاسد شبکه‌ی قدرتشان ریشه در امر دیگری ندارد. چنان‌چه مشاهده می‌کنید اگر شورای نگهبان مانع قانونی‌شدن طرح‌هایشان بشود، از جوانگرایی می‌گویند و جنتی را سخره خاص و عام می‌سازند و وقتی مدیر جوانی در شبکه‌ای روی کار می‌آید تا تحولات دموکراتیک را رقم بزند، تمام ارزش‌های قبلی‌شان را فراموش می‌کنند و به تخریب او می‌پردازند. جوان‌گرایی، دموکراسی، آزادی‌ بیان و شفافیت این‌ها هیچ یک بازتاب شعارها و اهداف جریان اصلاح‌طلبی نیست، این‌ها همه ادبیاتی است که ضامن بقای رمه‌ی قدرت آن‌هاست.

فروغی فامیل حداد عادل باشد یا نباشد، حداد عادل و بزرگتر از حداد عادل از مدیر شبکه‌کردن او عاجز هستند. جوان بودن و مدیر شبکه شدن حاصل پارتی‌بازی نیست، حاصل سال‌ها خون دل خوردن و فریاد دلسوزان در نقد صدا و سیما و کهنه مدیرانی است که از مدیریت رسانه‌ای‌شان هیچ چیز عاید ایران نشده بود. اصلاح‌طلبان اما تاب این جوانگرایی را ندارند چون مدیر جوان شبکه‌ی سه، عضوی از رمه‌ی افسارگسیخته قدرتشان نیست. ماهیت قدرت فقط رقم زدن تحولات خوب نیست، ماهیت قدرت رقم زدن تحولات به دست رمه‌ی خودی است.

اصلاح‌طلبی و جریان احمدی‌نژاد دو نمود بارز رمه‌های قدرت در جمهوری اسلامی هستند. به‌صورت کلی رمه‌های قدرت چند ویژگی مشترک دارند:

  • ورود  به آن‌ها دشوار است مگر با پیروی و تابعیت محض از خطوط اتاق فکر آن‌ها. هرگونه ساز مخالف و تعدی از مواضع عواقب سختی برای عضو به همراه دارد. 
  • دارای گفتمان مرکزی و ادبیات پیرامونی هستند، این گفتمان هیچ اهمیت ذاتی ندارد و تماماً ابزاری است، استانداردهای دوگانه از این ویژگی حاصل می‌شود.
  • قدرت و ثروت در رمه‌ها عمدتاً از طریق خانواده و پیوندهای نسبی و سببی دست‌ به دست می‌شود.
  • رمه‌ها از نظر روانی دچار خودبزرگ‌بینی و دیگرستیزی افراطی هستند. بی‌تابی رمه‌ها در حمله به موجودیت «دیگری» ناشی از این ویژگی است.
  • مردم برای آن‌ها هیچ اهمیتی ندارند. حاضر نیستند برای مردم از قدرت‌نمایی خود کوتاه بیایند.
  • رمه‌ها مانند قبیله هستند، بقای آن‌ها در گروی فتوحات قدرت و ثروت است. مالکیت بر زمین (سمت‌های دولتی و محلی از رئیس‌جمهوری تا استانداری، فرمانداری و شهرداری‌ها ...)، مالکیت رسانه و مافیاهای تجارت از عمده‌ی فتوحات آن‌ها به شمار می‌رود.
  • رمه‌ها دارای سلسله‌مراتب ولایت هستند. بعضا رمه‌های بین‌المللی شکل می‌گیرند که قدرت را در سطوح جهانی و منطقه‌ای حفظ می‌کنند و مدافع رمه‌های محلی قدرت هستند.

اگر می‌بینید موجودات بدقواره‌ای مانند محمدزاده و نامداری بر علی فروغی می‌تازند، از این جهت است که منافعشان با منافع رمه‌ی اصلاح‌طلب‌ها گره خورده است. رمه‌های قدرت از میان سلبریتی‌های سینمایی و تلویزیونی و فوتبالی یارگیری می‌کنند و حرف خودشان را در دهان آن‌ها می‌گذارند. این سطح تحلیل از سلبریتی‌ها که موجوداتی محبوب، پول‌دار و دارای صفحه اینستاگرام هستند، کامل نیست. سطح تحلیل کلان‌تر را می‌توانید در نشست و برخاست‌ها و محافل خصوصی‌شان دنبال کنید. محبوبیت و ثروت برای سلبریتی‌های کافی نیست، آن‌ها باید به‌سرعت این دو کالای پرریسک را به سنگ‌بنای محکم‌ قدرت گره بزنند تا از منافعشان در بازه‌ی طولانی‌تری محافظت شود.

شواهد بسیاری بر تبدیل‌شدن جریان اصلاح‌طلبی از حرکتی مردمی و پیشرو به‌ یک رمه‌ی قدرت و ثروت وجود دارد، همین روزها می‌بینید وقتی که طرح ممنوعیت به‌کارگیری بازنشستگان در مجلس به تصویب رسیده است، چطور آقایان دست و پا می‌زنند که از برکناری افشانی شهردار تهران جلوگیری کنند. در مسئله‌ی شفافیت آراء نمایندگان مجلس نیز چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب نظیر مطهری، پزشکیان، صادقی و تعدادی از نمایندگان فراکسیون امید جزو اولین نفراتی بودند که به بهانه‌های واهی به مخالفت با این طرح پرداختند. مطالعه‌ی دلایل اعلامی این آقایان نیز خالی از لطف نیست. مطهری مردم را رشدنیافته خطاب می‌کند و لیست امیدی‌ها ناراحتند که چرا این طرح را یک اصولگرا یا عضو جبهه‌ی پایداری به مجلس آورده است. به وضوح رگه‌های خودبرتربینی و دیگرستیزی در این استدلال‌های ضعیف مشخص است.

آن چه که ضرورت دفاع از فروغی را بر من واجب می‌کند، فتوحات مستقل و به نفع عقلانیت و مردم است که منافع رمه‌ها را به خطر می‌اندازد. رمه‌ها بازتولید مدرن قبیله‌گرایی و مظهر ژن خوب و خون برتر هستند و مادامی که بتوانند دژهای قدرت و ثروت را در تسخیر خود نگه دارند، باید رویای حکمرانی خوب، لیبرالیسم و شهروندی را به گور ببریم.

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • چهارشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۲:۲۴ ق.ظ
  • محمد حسین مرادی

برای این مطلب نظر یا یادداشتی بگذارید  (۲)

با تشکر
مطلب شما رو خوندم و نگاه شما الحمدلله جامعه‌شناسانه بود

ویژگی چهارم خیلی این یکی دو سال اخیر در گروه های سیاسی مذکور ملموس بوده است.
قلم تون رو بذارید بیشتر بنویسه :)
پاسخ:
سلام ممنونم
  • حمید درویشی شاهکلائی
  • سلام بر شما
    بخش اول مطلبتون درباره صداوسیما خوب بود. استفاده کردم. بخش دوم که ویژگی‌های رمه‌های قدرت بود، خیلی مبهم بود.
    پاسخ:
    سلام
    بله باید بیشتر توضیح می‌دادم انشاالله در مطالب بعدی با ارجاعات و مصادیق بهتری توضیح خواهم داد.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی